جملات ادبی
نابینا به ماه گفت : دوستت دارم .
بهتر است که سزاوار افتخار باشی ولی آنرا دریافت نکنی تا اینکه
مارک توآین
خوشبختي توپي است که وقتي مي رود به دنبالش مي دويم و وقتي
دانته: دانش نتيجه يادگيري ممتد است و ديگر هيچ
درس در ستایش خدا
درس 1 در ستایش خدا
فضل خدای را که تواند شمار کرد
يا کيست آنکه شکر يکی از هزار کرد؟
فضل: نیکویی، لطف، بخشش
سؤال حاضر در این بیت از نوع تأکیدی است؛ زمانی که پاسخ سؤال بر گوینده و مخاطب آن مشخص باشد، و هدف از بیان آن، تأکید بر مضمونِ ارائه شده باشد، با سؤال تأکیدی روبرو هستیم.مثال:
از دست و زبان که برآید؟
کز عهده ی شکرش به در آید؟
چه کسی قادر است تمام نعمت هايی را که خدا به انسان داده بشمارد؛ يا چه کسی می تواند از عهده شکر يکی از نعمت هايش برآيد
بحر آفريد و بر و درختان و آدمی
خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار کرد
بحر(دریا) با برّ(خشکی): تضاد دارند.
آدمی: انسان
(بحر – برّ – درختان- آدمی): مراعات نظیر دارند. آوردن اعضایی از یک مجموعه را در لابه لای شعر و نقر ادبی، مراعات نظیر گویند. مثال:
سر و زر و دل و جانم فدای آن محبوب
که حقّ صحبت و عهد و وفا نگهدارد
شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
غنیمت است دمی رویِ دوستان بینی
معنی بیت:دريا و خشکی و انواع درختان و تمام انسان ها آفريده خدا هستند و خورشيد و ماه و ستارگان و شب و روز را خداوند آفريده است
هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
توحید گوی: آنکه خدا را به یگانگی می ستاید.
بنی آدم: فرزندان آدم بس: فقط، تنها
بخشندگی و سابقه ی لطف و رحمتش
ما را به حسن عاقبت اميد وار کرد
سابقه: پیشینه، گذشته
اِين سابقه لطف و رحمت خداوند است که مارا به سرانجام نیکو(عاقبت به خیریمان)اميدوار نموده است
پرهيزگار باش که دادار آسمان
فردوس جای مردم پرهيزگار کرد
پرهیزگار: پارسا، خویشتن دار
دادار: عادل، دادگر فردوس: بهشت
دانه نکشت ابله دخل انتظار کرد
عمل: کار(در اینجا کار نیک) عنایت: توجّه دخل: درآمد، محصول
کسی که کار نیک انجام نداده باشد و اميد وار به توجه محبت آمیز خداوند است، مثل نادانی است که که بذری نکاشته و منتظر برداشت محصول است
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
میسّر: مقدور، ممکن
جان برادر: برادر جان!
رنج و گنج: جناسِ ناقص دارند.
گنج: در اینجا(راحتی و آسایش)
بدون تلاش و تحمل سختی، به آسایش و راحتی نمی توان رسید؛ برادر جان! کسی مزدی می گیرد که در قبالی آن کاری کرده باشد.
بی دولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد
بعد از خدا: غیر از خدا، جُز خدا بی دولت: بدبخت، محروم اختیار کرد: برگزید
***
1. برای هر يک از کلمات زير دو هم خانواده بنويسيد
رحمت: رحيم ، راحم
سابقه: سابق، سوابق
پرستيدن: پرستش ، بت پرست
2. سه کلمه مانند پرهيزگار بنويسيد که جزو دوم آنها(گار) باشد
سازگار - آموزگار پروردگار
3. در بيت زير متمم و حرف اضافه را مشخص کنيد
بعد از خدای هر چه پرستند هيچ نيست بی دولت آنکه بر همه هيچ اختيار کرد
حرف اضافه: از متمم: خدای
حرف اضافه:بر متمم:همه
4. در بيت زير کداميک از عناصر زيبايی سخن به کار رفته است؟
بحر آفرید و بر و درختان و آدمی خورشيد و ماه و انجم و ليل و نهار کرد
تضاد:در«بحر/برّ» و «لیل/نهار»
مراعات نظیر:در«بحر / بر / درختان / آدمی» و «خورشید/ماه/انجم/لیل/نهار»
5. در اين درس شاعر کسی را که بدون عمل صالح از خداوند انتظار پاداش نيک دارند به چه تشبيه کرده است ؟
به شخص نادانی تشبيه کرده است که بدون کاشت بذری انتظار برداشت و محصول دارد
6. به نظر شما کدام بيت از شعر( در ستايش خدای) ضرب المثل شده است.؟
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
7. دو بيت از شعر را به انتخاب خود به نثر روان بنويسيد
فضل خدای را که تواند شمار کرد
يا کيست آنکه شکر يکی از هزار کرد؟
چه کسی قادر است تمام نعمت هايی را که خدا به انسان داده بشمارد؛ يا چه کسی می تواند از عهده شکر يکی از نعمت هايش برآيد
تو حيد گوی او نه بنی آدم اند و بس
هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
تنها انسان ها نیستند که خدا را به یگانگی می ستایند؛ بلکه هر پرنده ای که بر شاخه ای آواز می خواند، به ستايش یگانگی خداوند مشغول است.
مولف شهيد
شرح مختصر زندگاني مولف شهيد
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن, آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن, آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهده گرفته اند.در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در .مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.وي همچنين درکنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زنداني مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي اي که پرونده اين گروه, تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، ايجادانجمن اسلامي در، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره مي دپردازد.به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک كرد.ودر سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل .گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران» را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.وگرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني(ره) پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني(ره) و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.
.سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش
اول اردیبهشت، روز گرامیداشت سعدی
اول اردیبهشت، روز گرامیداشت سعدی
شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي بي ترديد بزرگترين شاعري است که بعد از فردوسي آسمان ادب فارسي را با نور خيره کننده اش روشن ساخت و آن روشني با چنان تلألويي همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثير آن کاسته نشده است و اين اثر تا پارسي برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.
تاريخ ولادت سعدي به قرينه ي سخن او در گلستان در حدود سال 606 هجري است. وي در آغاز گلستان چنين مي گويد:
?يک شب تأمل ايام گذشته مي کردم و بر عمر تلف کرده تأسف مي خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب ديده مي سفتم و اين ابيات مناسب حال خود مي گفتم:
در اقصاي عالم بگشتم بسي به سر بردم ايام با هر کسي
تمتع به هر گوشه اي يافتم ز هر خرمني خوشه اي يافتم
چو پاکان شيراز خاکي نهاد نديدم که رحمت بر اين خاک باد
تولاي مردان اين پاک بوم برانگيختم خاطر از شام و روم
دريغ آمدم زان همه بوستان تهيدست رفتن سوي دوستان
به دل گفتم از مصر قند آورند بر دوستان ارمغاني برند
مرا گر تهي بود از قند دست سخن هاي شيرين تر از قند هست
نه قندي که مردم به صورت خورند که ارباب معني به کاغذ برند?
به تصريح خود شاعر اين ابيات، مناسب حال او و در تأسف بر عمر از دست رفته و اشاره به پنجاه سالگي وي سروده شده است و چون آنها را با دو بيت زير که هم در مقدمه گلستان من باب ذکر تاريخ تأليف کتاب آمده است: 
هر دم از عمر مي رود نفسي چون نگه مي کنم نمانده بسي
اي که پنجاه رفت و در خوابي مگر اين پنج روز دريابي
خجل آن کس که رفت و کار نساخت کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشين بامداد رحيل بازدارد پياده را زسبيل...
سعدي در شيراز در ميان خانداني که از عالمان دين بودند ولادت يافت.
سفري که سعدي در حدود سال 620 آغاز کرده بود مقارن سال 655 با بازگشت به شيراز پايان يافت.
وفات سعدي را در مآخذ گوناگون به سال هاي 690-691-694و695 نوشته اند.
نکته مهمي که درباره سعدي قابل ذکر است، شهرت بسياري است که در حيات خويش حاصل کرد. پيداست که اين موضوع در تاريخ ادبيات فارسي تا قرن هفتم هجري تازگي نداشت و بعضي از شاعران بزرگ مانند ظهير فاريابي و خاقاني در زمان حيات خود مشهور و در نزد شعرشناسان عصرشان معروف بودند.

اما گمان مي رود که هيچ يک از آنان در شهرت ميان فارسي شناسان کشورهاي مختلف از آسياي صغير گرفته تا هندوستان، در عهد و زمان خود، به سعدي نرسيده اند و اينکه او در آثار خويش چند جا به شهرت و رواج گفتار خود اشاراتي دارد، درست و دور از مبالغه است.
از جمله شاعران استاد در عصر سعدي که در خارج از ايران مي زيسته اند يکي امير خسرو است و ديگر حسن دهلوي که هر دو از سعدي در غزل هاي خود پيروي مي کرده اند

بهره گیری از تلمیح های ادبی و اشاره مستقیم و غیر مستقیم به آیات و مفاهیم قرآنی از ویژگی های قلم سعدی است.
بهره گیری از تلمیح های ادبی و اشاره مستقیم و غیر مستقیم به آیات و مفاهیم قرآنی از ویژگی های قلم سعدی است.
توجه سعدی به آیات قرآن، بهره گیری از نوعی حکمت شرعی و نبوی است، در دیدگاه وی تاکید بر این است که انسان باید شكرگزار خالق باشد، از پلیدیها دوری كند و باید برای آراستگی به مكارم اخلاق و فضایل اخلاقی تلاش کند. در واقع الگوی اصلی سعدی در آثارش قرآن است.
خداشناسی و انسانشناسی را دو مبحث اصلی مورد توجه در آثار سعدی است و در پی آن به انسانپروری و انساندوستی توجه داشته است. در تحقیق آثار سعدی باید همه آثار او را مدنظر قرار داد و مطالعه كرد
اگر مي خواهي پس از مرگ فراموش نشوي،