ضرب المثل

 

آش نخورده، دهان سوخته

 

هر گاه كسی گناهی مرتكب نشده باشد و مردم او را گناهكار بدانند، این مثل را گویند كه مترادف است با مثل « گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده » ‌و قصه ی آن چنین است:

روزی شخصی به خانه یكی از آشنایانش رفت. صاحب خانه آش داغی برای او آورد. مهمان هنوز دست به سفره نبرده بود كه دندانش درد گرفت و از شدت درد، دست، جلو ی دهانش برد. صاحب خانه به خیال اینكه چون مهمان عجله كرده و  مهلت نداده تا آش سرد شود دهانش سوخته است، به او  گفت: « اگر صبر می كردی، آش سرد می شد و دهنت نمی سوخت. » مهمان از شنیدن حرف صاحب خانه، عرق شرم به پیشانیش نشست و در جواب گفت: « بله آش نخورده،دهان سوخته.»

 

 

محتواي تكميلي درس پايه اول راهنمايي   عشایر  

 

 عشایر  

 

 

 

 

كوچ نشینی كهن ترین شیوه زیست بشر است كه پابرجا بودن آن تا عصر حاضر از بزرگ ترین جاذبه های این شیوه معیشت است و همین شیوه خاص زندگی سبب شده ایلات و عشایر «دیدنی ترین جاذبه عصر تكنولوژی» لقب بگیرند. عشایر به شیوه ای جذاب و باورنكردنی طی قرن ها وسال های طولانی اقدام به حفظ سنن و آداب و رسوم گذشته خود نموده اند و این اصالت به جاذبه ای برای

صنعت گردشگری تبدیل شده است. مسكن عشایر و نوع زندگی آن ها، زبان و موسیقی،
ادامه نوشته