رياست جمهوري

 

راه هاي خدمتگزاري چيست ؟

انقلاب ما، طلايه‌دار عصري است كه به نام خدا شكل گرفته است و بنياد همه مكتب‌ها و ايسم‌هاي غيرالهي را، از اومانيسم گرفته تا سكولاريسم و ليبراليسم، درهم ريخته است
انقلاب ما، همه مناسبات فرهنگي، سياسي و اقتصادي حاكم بر جهان را به چالش كشيده است و آغازگر گفتماني جديد در عرصه فرهنگ و سياست است. 
انقلاب ما، زنگ بيدارباشي است براي تحول بزرگي كه جهان، قرن‌ها در انتظار تحقق آن است؛ تحول بزرگي كه به حاكميت كفر و استكبار پايان مي‌دهد و بساط ظلم و بي‌عدالتي را از پهنه گيتي برمي‌چيند. 
انقلاب ما با تكيه بر عنصر رهبري، نايب امام زمان (عج)، در ميان نظام‌هاي شرق و غرب، جبهه ديگري را گشوده و راه سوم و الگوي جديدي را فراروي انسان معاصر نهاده است. 
انقلاب ما به گفته معمار كبير انقلاب، امام راحل و برخي شنيده هاي موثق، از الطاف امام عصر (عج) است: 
«اين من نبودم كه به واسطه من پيروزي را به دست آورديد. خداي تبارك و تعالي در سايه امام زمان (سلام الله عليه) ما را پيروز كرد... چه شد كه پس از مدت كمي اين تحول پيدا شد؟ سابق همه چيز ما را مي‌بردند و ما نفس نمي‌كشيديم. سابق جوان‌هاي ما را در زندان زجر مي‌دادند و اعدام مي‌كردند و ما قدرت حركت نداشتيم. سابق چپاول‌گران همه چيز ما را چپاول مي‌كردند و ما نفس نمي‌كشيديم. چه شد كه اين ملت همچو متحول شد؟ جز عنايت خدا چه بود؟! ... اين دست غيبي بود كه اين تحول را پيش آورد.»

امام خمینی رحمه الله و خدمت‏ به شاگرد

 

آیت الله عزالدین زنجانی می‏گوید: در ایامی که به كلاس درس  امام خمینی رحمه الله می‏رفتم به بیماری «حصبه‏» دچار شدم . فصل زمستان بود . آن موقع، حصبه بیماری خطرناکی به شمار می‏آمد . منزل ما در گذر جدا بود و منزل امام در حوالی همان گذر بود . ایشان بعد از اطلاع، هر صبح و شب به عیادت من می‏آمد; یادم هست که ایشان یک شب به عیادت من آمده بود و دکتری هم قبل از ایشان آمده بود و چون داروی اشتباهی داده بود، حالم بسیار بد بود . امام در آن شب زمستانی به دنبال طبیبی رفت و او را به خانه آورد و بعد از بهتر شدن حالم، خانه را ترک کرد و آنگاه وسایل انتقال مرا به بیمارستان

 فراهم کرد 

 

امام خمینی رحمه الله و خدمت‏به زائران

در یکی از سالها، امام با چند تن از علمای دیگر، برای زیارت مرقد حضرت امام رضا علیه السلام به مشهد رفت و در آنجا خانه‏ای اجاره کردند . آنان هر روز بعد از ظهر به طور دسته جمعی به حرم مطهر می‏رفتند و پس از زیارت و دعا به خانه مراجعت می‏کردند و در حیاط می‏نشستند و چایی می‏خورند . امام هم هر روز همراه بقیه به حرم می‏رفت . ولی پس از زیارت، زودتر برمی‏گشت و حیاط را جارو می‏کرد; فرش را می‏انداخت و چای آماده می‏کرد . روزی یکی از همراهان پرسید: حیف نیست‏برای خاطر دوستان و پذیرایی از آنان دعا و زیارت را مختصر می‏کنید؟ پاسخ داد: ثواب این کار از زیارت و دعا کمتر نیست .  

 خدمتگزار ي چيست ؟

 

انسان به دنبال زندگي در جامعه اي است كه روابطي عادلانه بر ان حاكم باشد و حق او مراعات شود تا هم بتواند استعدادهاي خدادادي خو را شكوفا كند و هم كرامت حرمت و عزت نفس وي مورد تعرض قرار نگيرد انسان ها با ايجاد يك جامعه ي خدمتگذار مي تواند جامعه اي بر پايي عدالت را به وجود اورند تا انان كه زياده طلبي و فزون خواهي مي كنند امنيت جامعه را كاهش ندهند فرست شكوفايي و رشد براي افراد ديگر جامعه فراهم مي شود و  افراد جامعه با خدمت به افراد ديگر جامعه مي توانند جامعه اي عادلانه را به وجود اورند

هر انسان به دنبال هدف زندگي خويش است زيرا رضايت و ارمغان را در افراد خانواده به وجود مي اورد راه درست رشد و تعالي را پيدا مي كند و مي تواند زندگي خود را در يك جامعه ي اجتماعي كنترل كند پس يكي از اهداف يك فرد سالم در جامعه خدمتگذاري براي رسيدن به يك زندگي  ايدال

هر يك از انسان ها به دنبال احساس امنيت و ارامش در زندگي خويش هستند كه با خدمتگذاري افراد به افراد ديگر اين احساس امنيت فراهم مي شود مثلا .... اگر  نيروي انتظامي در جامعه وجود نداشت احساس امنيت در جامعه وجود نداشت و جامعه به هرج و مرج كشيده مي شود پس نيروي انتظامي با خدمت به مردم جامعه اي سالم را فراهم مي كنند

 

خدمت به مردم

چگونه خدمتگزار خوبي باشيم ؟

 

کسي که مسؤوليتي بر دوش دارد, چه در بعد معنوي و چه در بعد مادي , و درازاي کار, مزد دريافت مي کند, خدمتگزار نيست گر چه نتيجه تلاش او در راسـتاي خدمت به خلق قرار مي گيرد. خدمتگزار, واژه اي است که با چگونگي عمل و نيت فرد ارتباط دارد.
البته اگر شخصي در انجام وظيفه اش کوتاهي نکرد و آن را به بهترين وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خويش را در رفع نارسائيهاي زندگي مردم قرار داد تابع يکسري مقررات خشک و دست و پاگيراداري نبود, نام خدمتگزار, بر او زيبنده و شايسته خواهد بود بنابراين , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت مي کند ولي هر خدمتي خدمتگزاري نيست .
معلمي که علاوه برانجام دقيق وظايف , براي رشد و شکوفايي شاگردان , دل مي سوزاند,عالمي که علاوه بر تبيين احکام دين , درامور خير و مسائل زندگي مردم پيشگام است و با مبارزات و فداکاريهايش ,از لذتهاي زندگي چشم مي پوشد, متمکني که علاوه برانجان وظايف شرعي , بااموال و دارائيش باني مراکز سودمند مي گردد و به نيازمندان امداد مي رساند و بالاخره آن رزمند بسيجي که از ناموس وارزشهاي ديني , عاشقانه به دفاع بر مي خيزد, همه ,از نمونه هاي بارز خدمتگزاري بيشمارند. بدينسان مي يابيم که در مفهوم خدمتگزاري , گذشت , فداکاري ,ايثار, تحمل سختي و ناگواري و احساس هبستگي به همنوعان نهفته است .
انسان اجتماعي است و در جمع , استعداش شکوفا مي گردد انسانها, همانند سنگهايي نيستنداز يکديگر بي خبر و با هم بي ارتباط بلکه مانند حلقات يک زنجيره اند که حيات و قوامشان در گرو پيوستگي و وابستگي است . به همين جهت , در فرهنگ بشري , همواره , به اين مساله توجه گرديده و به تعبيرهاي گوناگون , جامعه انساني به اين سو فراخوانده شده است .انديشه وران و مصلحان , با بيان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلي و خدمت رساني دعوت کرده و آن را از مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.اديان الهي , که براساس ارزشهاي فطري و واقعي استوارند, به اين امر عنايت کرده و نقش اساسي را درايجاد و تقويت اين روحيه داشته اند و پيامبران و آورندگان پيام الهي , در راس خدمتگزاران جوامع بشري بوده اند. در فرهنگ و معارف اسلامي , به اين صفت و عمل شايسته سفارش فراوان شده است . دراين دين بزرگ ,ارزشمندترين مردم , سودمندترين آنان است :
 خيرالناس انفعهم للناس
با توجه به وصعت و گستردگي معناي خدمتگزاري , مي توان آن را به دو بخش عمده تقسيم کرد:
1- خدمتهاي مادي .
-2 خدمتهاي معنوي .
تاسيس مدارس و موسسات , مراکزامداد تلاشهايي از قبيل : امدادرساني , ساختن مدرسه , دانشگاه , مسجد, پاک , ورزشگاه و...از مقوله خدمات مادي است .
خدماتي مانند: تعليم ,ارشاد, پاسداري از عقيده واخلاق مردم , تبليغ ديني , ستيز با متجاوزان , کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاري و فدا شدن در راه ايمان و عقيده از جمله خدمتهاي معنوي شمرده مي شوند.
اينک که مقصود مااز به کار بردن واژه خدمتگزاري , دراين مقاله , بيان شد ,اشارتي خواهيم داشت به ارزش واهميت خدمتگزاري و برخي از جوله هاي آن .


اسلام و خدمتگزاري


در جهان بيني اسلام ,از يک طرف , مساله خدمت به خلق , مقدمه قرب الهي و نوعي عبادت تلقي شده است واز ديگر سوي , به هر اندازه که انسان در بعد شناخت و معرفت حق تعالي رشد و تکامل پيدا کند, در خدمت به مردم , بيشتر عشق مي ورزد زيرا شيفته حق , خدمت به خلق را جداي از بندگي خالق نمي بيند به همين جهت , در انسانهاي متعاي و فرزانه و آشنايان به جهان بيني اسلامي , حس نوعدوستي و خدمت به خلق و جامعه , بيشتر به چشم مي خورد.
پيامبراکرم[ ص] سودمندي و خدمت به مردم را در کنارايمان به خداوند, معيار و ملاک ارزشمندي انسان دانسته و مي فرمايد:
خصلتان ليس فوقهما من البر شي ء:الايمان بالله والنفع لعباداتالله ... .
ايمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او, دو خصلت نيک است که برتر از آن چيزي نيست .
ازاين بيان استفاده مي شود که اگر عشق و سوز به مردم , که نمودار محبت به پروردگاراست , بر روح آدمي حاکم گردد و باايمان واعتقاد به خداونددرآميزد,انساني خدمتگزار و پرتلاش مي سازد که هيچ گاه از خدمت به ديگران غفلت نمي ورزد که بفرموده رسول خدا[ ص] سلماني غير از خدمت به برادران مسلم واهتمام در رفع مشکلات آنان نيست :
من اصبح ولم يهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم
در برخي از روايات , خدمتگزاري يک از ويژگيها و مشخصه هاي اصلي مومنان دانسته شده است: يکي از راويان مي گويد:ازامام صادق[ ع] شنيدم که فرمود:
المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کيف يکون خدما بعضهم لبعض ؟قال : يفيد بعضهم يعضا

مومنان خدمتگزار يکديگرند. گفتم چگونه ؟ فرمود: به يکديگر فايده و سود مي رسانند.


اينها و صدها نمونه ديگراز تعاليم ديني دراين زمينه , نشاندهنده پيوندي تنگانگ بين ايمان و خدمتگزاري است .
آنان که خود را مومن مي پندارند و...............

ادامه مطلب راکلیک کنید
 

ادامه نوشته

بزرگداشت عارف و شاعر بزرگ

 

 

هشتم مهر ماه روز بزرگداشت عارف و شاعر بزرگ ايراني،

 جلال الدين محمد بلخي مشهور به مولانا

 

 مولوي را نمي توان نماينده دانشي ويژه و محدود به شمار آورد.

. اگر تنها شاعرش بناميم يا فيلسوف يا مورخ يا عالم دين، در اين كار به راه صواب نرفته ايم. زيرا با اينكه از بيشتر اين علوم بهره وافي داشته و گاه حتي در مقام استادي معجزه گر در نوسازي و تكميل اغلب آنها در جامعه شعر گامهاي اساسي برداشته، اما به تنهايي هيچ يك از اينها نيست، زيرا روح متعالي و ذوق سرشار، بينش ژرف او موجب شده تا در هيچ غالبي متداول نگنجدبخشی از وصيتنامه مولوی که حاوي آخرين کلمات و پرمعناترين آنهاست، در ذیل آمده، اميد که با تأمل در آن ها بتوان درسهاي بيشتري از آن بزرگ آموخت.

بخشی از وصيتنامه مولوی که حاوي آخرين کلمات و پرمعناترين آنهاست، در ذیل آمده، اميد

که با تأمل در آن ها بتوان درسهاي بيشتري از آن بزرگ آموخت

« اوصيکم بتقوي الله في السر و العلانيه و بقله الطعام و قله المنام و قله الکلام و هجران المعاصي و الاثام و مواظبه الصيام و دوام القيام و ترک الشهوات علي الدوام و احتمال الحقاء من جميع الانام و ترک مجالسه الشفهاء و العوام و مصاحبه الصالحين و الکرام و ان خيرالناس من ينفع الناس و خير الکلام ما قل و دَل و الحمد لله وحده »

شما را وصيت مي کنم به ترس از خدا در نهان و عيان و اندک خوردن و اندک خفتن و اندک گفتن و کناره گرفتن از جرم و جريت ها و مواظبت بر روزه و نماز برپا داشتن و فرو نهادن هواهاي شيطاني و خواهش هاي نفساني و شکيبايي بر درشتي مردمان و دوري گزيدن از همنشيني با احمقان و نابخردان و سنگدلان و پرداختن به همنشيني با نيکان و بزرگواران. همانا بهترين مردم کسي است که براي مردم مفيد باشد و بهترين گفتار کوتاه و گزيده است و ستايش از آن خداوند يگانه است.

                                                                             نفحات الانس/ ۴۶۵

 sama

   
    

ماه خدا