مناجات ومحتواي تكميلي درس پايه اول راهنمايي

 

خدایا !  به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر

بی ثمری لحظه ای که

برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

 

ومردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.

خدایا!  چگونه زیستن را تو به من بیاموز ، چگونه مردن را خود

خواهم دانست.

  

   خدايا، من عشق به تو را هم از تو مي خواهم وعشق به عاشقانت را و

عشق به هر كاري كه مرا به تو نزديك كند.
خدایا ...
خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد
.
دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت
.
خدايا، مرا چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو .

به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .
وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد.
خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين خويش .
خدايا، چشم جويبار عشق مرا به تماشاي دريايت روشني ده ،
مبادا دل من اسير كوي ديگري شود و پيشاني محبت من بر خاك ديگري بسايد .
خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيان ديگري كند .
خدايا...
همزمان بارشد گياه محبتت در باغچه ي دلم هر چه هرزه گياه هست از

 ريشه بخشكان .

خدايا...
نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران مرا منتظر بگذاري
اي پاسخ دهنده و اي اجابت كننده....................

 

 

 

 

 

 

 


محتواي تكميلي درس هفدهم دوم راهنمايي

 

دانش آموزان عزيز  دوم راهنمايي درادامه درس هفدهم،

 جلوه هاي هنر خوشنويسي واقسام آن را در اين جا مطالعه كنيد.

 

اقلام ستّه


 

خطوط ششگانه يا اقلام سته كه از آن‌ها به‌عنوان خطوط اصول هم نام برده مي‌شود، شش خط اصلي در خوشنويسي اسلامي هستند كه در تمامي كشورهاي اسلامي ازجمله ايران رواج داشته اند و هنوز هم اغلب آن‌ها مورد استفاده خوشنويسان هستند. هر يك از اين خطوط يا قلم‌ها داراي قواعد و نظم معيني مي‌باشند. ابداع اين خطوط را به ابن مقله وزير نسبت داده‌اند.

خطوط ششگانه عبارند از:

  • مُحَقَّق
  • ريحان
  • ثُلث
  • نسخ
  • رِقاع
  • توقيع

وجه تمايز اين شش قلم، اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبت سطح و دور (حركت‌هاي مستقيم يا منحني) نسبت به يكديگر مي‌باشد. همچنين اين خطوط در جزئيات قواعد اصلي خوشنويسي كه به اصول دوازده‌گانه خوشنويسي معروفند داراي تفاوت‌هايي مي‌باشند. اين اصول عبارتند از: تركيب، كرسي، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجاز، نزول مجاز، اصول، صفا و شأن كه حد‌اقل ده اصل اول آن اختلاف بين اين قلم‌ها را شكل مي‌دهد.

 

از همان آغاز شكل‌گيري خط عربي يا فارسي و رسم‌الخط آن دو شيوه نگارش متداول بود؛ يكي بيشتر متشكل از خطوط مستقيم بود كه بعدها خط كوفي را تشكيل داد؛ و ديگري حاوي حركت‌هاي مدور بود كه مي‌توان از آن به عنوان نوعي خط نسخ اوليه ياد كرد.

در آغاز دولت عباسي (۱۳۲-۶۵۶ ه‍.ق) بازار خوشنويسي رونق گرفت و براي تفنن و زيبايي، شيوه‌هاي متعددي در خط پيدا شد. انواع خط كوفي متجاوز از پنجاه نوع مختلف شد  و خط نسخ اوليه نيز از نظر شكل نگارش واندازه قلم تنوع زيادي پيدا كرد كه تشخيص و خواندن و نوشتن همه آن‌ها كار ساده‌اي نبود.

در اين زمان قلم‌ها يا روش‌هاي روشن‌تر و بهتري پديد آمدند كه به خطوط ششگانه يا اقلام سته شهرت دارند. ابوعلي محمد بن علي بن حسين (حسن) بن عبدالله بغدادي (شوال ۲۷۲- ۳۲۸ قمري/ مارس ۸۸۶ -۹۴۰ ميلادي) معروف به اِبْن ِ مُقْله، اديب، خوشنويس و وزير عباسيان را مبدع و شكل دهنده اين شش خط مختلف مي‌دانند. درواقع ابن مقله اين خطوط را از ميان خطوط مختلف ممتاز كرد و آنان را قاعده‌مند ساخت.

او از آميختن خط كوفي اوليه، نسخ اوليه و ابتكارات جديد، خطوط ششگانه را بوجود آورد. ابتدا او خطي ساده و خوانا ايجاد كرد و آن را خط محقق ناميد و قاعده‌مند كرد. سپس از آن، خط ريحان را ساخت. بعد از آن خط ثلث را از ريحان پديد آورده و قاعده‌مند كرد. بعد از اينها به شكل دادن خط نسخ موفق شد. و پس از آن‌ها خط توقيع و رقاع را ابداع نمود.

اكثر محققين، ابن مقله را اولين مبتكر و پديدآورنده خوشنويسي اسلامي به مثابه يك هنر مي‌دانند. پس از او افرادي چون محمد بن سمساني و محمد بن اسعد شيوه او را فرا گرفتند. سپس ابوالحسن علي بن هلال معروف به ابن بواب، اين شيوه را از آن دو آموخت و يك قرن پس از ابن مقله آن‌ها را تكميل كرد و تمام خطوطي كه او پديد آورده بود را تكامل بخشيد. سپس در قرن هفتم هجري ياقوت مستعصمي(درگذشته به سال ۶۹۸ هجري قمري) خطاط صاحب‌نام در خط ابن بواب تحقيق و تتبع كرد. ياقوت در روش خوشنويسي اقلام ششگانه تغييراتي داد و در زيباتر كردن آن‌ها مؤثر بود. او در در روش تراشيدن قلم و قط زدن استادان پيشين تجديدنظر كرد. بويژه خط ثلث را به كمال نهايي رسانيد.

 

محتواي تكميلي درس هشتم پايه اول راهنمايي

 

دانش آموزان عزيز پايه اول

درادامه درس چشمه ي معرفت بامطالعه اين نوشته با مولوي

بيشتر آشنامي شويد

 

 مولانا جلال الدین محمد بلخی

 

 

جلال‌الدين محمد درششم ربيع‌الاول سال604 هجري درشهربلخ تولد يافت. سبب شهرت او به رومي ومولاناي روم،  اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونيه ازشهرهاي  روم بوده است. بنابه نوشته تذکره‌نويسان وي درهنگامي که پدرش بهاءالدين از بلخ هجرت مي‌کرد پنجساله بود. اگر تاريخ عزيمت بهاءالدين رااز بلخ  در سال 617 هجري بدانيم، سن جلال‌الدين محمد درآن هنگام  سيزده سال بوده است. جلال‌الدين در بين راه در نيشابور به خدمت شيخ عطار رسيد و مدت کوتاهي درک محضر آن عارف بزرگ را کرد.

 پدرش محمدبن حسين خطيبي معروف به بهاءالدين ولدبلخي وملقب به سلطان‌العلماءاست که ازبزرگان صوفيه بود  

گفته‌هاي اوبر سر منبر بر امام فخرالدين رازي که سرآمد حکيمان آن روزگار و استاد خوارزمشاه نيز بود گران آمد و پادشاه را به دشمني با وي برانگيخت.

بهاء‌الدين ولد از خصومت پادشاه خود را در خطر ديدو براي رهانيدن خويش از آن مهلکه به جلاء وطن تن در داد و سوگندخوردکه تا آن پادشاه برتخت سلطنت نشسته است بدان شهر باز نگردد. گويندهنگاميکه اوزادگاه خود شهر بلخ را ترک مي‌کرد از عمر پسر کوچکش جلال‌الدين بيش از پنج سال نگذشته بود.

 جواني مولانا:

 

پس از مرگ بهاءالدين ولد، جلال‌الدين محمدکه درآن هنگام بيست و چهار سال داشت بنا به وصيت پدرش و يا به خواهش سلطان علاءالدين کيقباد بر جاي پدر بر مسند ارشاد بنشست و متصدي شغل فتوي و امور شريعت گرديد.

مولانای جوان که او هم مثل شاهزاده خوارزم جلال الدین خوانده می شد ، در دنبال مرگ پدر در تمام قلمرو روم به عنوان  واعظ نام آوری  تعظیم و قبول عام واقع بود و بعدها نیز که طریقه صوفیه را پیش گرفت درویشی پر آوازه شد

محتوای تکمیلی درس پهلوان نه قهرمان پایه دوم راهنمایی

از زورخانه و آداب آن چه می دانیم؟

 

هر كار كه مي كني بگو بسم الله            جمله گناهان تو بخشد الله

دستت كه رسد به حلقه سنگ بگو         لا حول ولا قُوه الا بالله

 

تاريخچه زورخانه در ايران

ساختمان زورخانه

 

زورخانه جايي است كه مردان در آن ورزش مي كنند و بيشتر در كوچه پس كوچه هاي شهر ساخته شد است. بام آن به شكل گنبد و كف آن گودتر از كف كوچه است . در آن كوتاه و يك لختي است و هر كه به خواهد از آن بگذرد و داخل زورخانه بشود بايد خم شود . مي گويند در زورخانه را از اين رو كوتاه مي گيرند كه ورزشكاران و كساني كه براي تماشا به آنجا مي روند به احترام ورزش و ورزشكاران و آن مكان خم شوند. اين در به يك راهروي باريك با سقف كوتاه باز مي شود و آن راهرو به «سردم زورخانه» مي رود . درميان زورخانه گودالي هشت پهلو و گاهي شش پهلو به درازي 5 يا 4 متر و پهناي 4 متر و ژرفاي 3 چارك تا يك متر كنده شده كه «گود» ناميده مي شود. در كف گود چند لايه بوته و خاشاك گذاشته و روي آن بوته و خاشاك خاك رس ريخته و هموار كرده اند. بوته و خاشاك را براي نرمي كف گود ....

ادامه نوشته

محتوای تکمیلی درس یاران همدل پایه دوم راهنمایی

    

       

     درباره ی کلیله و دمنه بیشتر بدانیم

 

 


اصل کتاب «کلیله و دمنه» هندی و به زبان سانسکریت است و « پنچاتنترا » یعنی پنج کتاب یا پنج پند دارد.
از منظر این کتاب، انسان مطلوب کسی است که ............

ادامه نوشته

محتوای تکمیلی درس ششم پایه دوم راهنمایی

 

حکیم عمر خیام نیشابوری

 

http://motamed.persiangig.ir/awaz.blogfa/robaiyat.jpg

حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت..........

 

ادامه نوشته

80 نكته مهم

 

این نسخه مهم هرگز فراموش نشود

80 نكته مهم در تدريس موفق معلمان و مربیان مدارس



تدریس خوب :

 تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.


معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.


چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.

 


توصیه ها یی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش

1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم
.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.

15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم
.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم
.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.

79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.