شش راز منظومه شمسی

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

 قابل توجه دانش آموزان عزيز

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

 

 شش راز بزرگ منظومه شمسی 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

 

مجله علمی «نیوساینتیست»، در گزارشی شش راز بزرگ منظومه شمسی را به عنوان مهم ترین ناشناخته‌های این منظومه معرفی كرد.

به گزارش ایسنا، در این گزارش آمده است: حدود چهار میلیارد و شش میلیون سال قبل در یك نقطه دور افتاده و معمولی در كهكشان راه شیری چیزی شكل گرفت.

این معجون از جنس ماده در میان ذرات تمام كهكشان های متشكل از گازهای هیدروژن و هلیوم و غبارهای جامد شروع به متراكم شدن كرد و مولكول ها را تشكیل داد.

بخشی از این ابر مولكولی تازه شكل گرفته چون نمی توانست در برابر وزن خود مقاومت كند در درون خود فرو ریخت. سپس در میان گرما و انفجار ستاره‌ای متولد شد كه امروز «خورشید» ما نام دارد.

ما دقیقا نمی دانیم چه چیزی عامل آغاز این پدیده بوده است.

شاید یك موج تكان دهنده در گیر و دارهای مرگ انفجاری از یك ستاره نزدیك عامل اصلی وقوع این پدیده باشد.

وقوع این انفجارات در كیهان غیر معمول نیست و به طور مكرر و غیر قابل شمارش رخ می‌دهند تا جایی كه می دانیم خود كهكشان راه شیری حدود 13 میلیارد سال پیش بر همین اساس و مبتنی بر همین پدیده‌های انفجاری شكل گرفت.

هنوز هم اگر با تلسكوپ به فضا نگاه كنیم در نقاط دور دست كهكشانمان این پدیده را می‌بینیم.

اما از سوی دیگر تا جایی كه دانش ما پیش می‌رود شكل گیری این جرم خاص و سپس خورشید، پدیده‌ای منحصر به فرد در كائنات است.

بر اساس گزارش نیوساینستیت، از یك صفحه نازك ماده كه از تولد این ستاره بر جای ماند، هشت سیاره شكل گرفت كه با جاذبه خورشید هر یك در مدار خود قرار گرفتند.

یكی از این آن ها در موقعیت خاصی در ارتباط با خورشید و سایر سیاره‌ها در این منظومه مستقر شد و زمین را تشكیل داد و سپس مخلوقات زمینی حیات خود را روی این سیاره آغاز كردند.

اما پس از سال ها تحقیق و كاوش و پژوهش دانشمند‌ان علم نجوم و كیهان شناسی هنوز شش راز بزرگ در این منظومه شگفت انگیز وجود دارد كه هنوز جز ناشناخته‌های علمی به حساب می‌آیند.

راز اول، مربوط به تولد منظومه شمسی است.

همان طور كه مطرح شد دانشمند‌ان هنوز نمی‌دانند این منظومه چگونه شكل گرفته است.

راز دوم پدیده خسوف و كسوف است.

سوالی كه ذهن محققان را در این زمینه به خود مشغول كرده این است كه با وجودی كه خورشید و ماه در حقیقت از نظر جثه بسیار با هم فرق دارند، اما چرا در آسمان به یك اندازه به نظر می‌رسند؟

راز سوم سیارات این منظومه هستند.

پژوهشگران در تلاش هستند دریابند كه آیا سیاره دیگری نیز در این منظومه وجود دارد؟ آن ها تصور می‌كنند كه منظومه شمسی ما موطن سیاره گمنامی باشد كه به بزرگی مریخ یا زمین است.

راز چهارم دنباله‌دارها هستند.

دانشمند‌ان هنوز نمی دانند منشا دنباله‌دارها از كجا است. تئوری‌های بسیاری در این زمینه مطرح شده،‌ اما هیچ یك تاكنون به اثبات نرسیده اند.

راز پنجم این است كه آیا منظومه شمسی در كهكشان راه شیری یا نقاط دیگر كیهانی منحصر به فرد است یا ممكن است نمونه مشابه آن نیز وجود داشته باشد.

تاكنون حدود 280 منظومه ستاره‌ای بیگانه شناسایی شده‌اند، اما هیچ یك شبیه منظومه شمسی ما نبوده‌اند.

بالاخره آخرین راز مربوط به پایان این پدیده بی‌نظیر است.

سوال این است كه عمر این منظومه چطور به پایان خواهد رسید.

به گزارش ایسنا، با این تفاصیل، منظومه شمسی ما با تمام سیارات اقمار، سیارك‌ها و خورشید در مركز آن منبع بی‌انتهایی جذابیت، فریبندگی و شگفتی است كه دانش انسان در برابر عظمت آن همچنان بسیار ناچیز است.

 

 

ما مي توانيم

 

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند، بگذار

پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد،

به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد

 و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

 

داستان قورباغه های کوچک

 

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچک تصمیم گرفتند که با

 هم مسابقه ی دو بدهند . هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

 جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

 و مسابقه شروع شد ....

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به  نوک    برج    برسند

 شما می توا نستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید : 

' اوه,عجب کار مشکلی !!'

'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند

'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'

 

 

قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

 

 

'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'

 

 

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...



جمعیت هنوز ادامه می داد:........

 

"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'"
 

ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....

 

این قورباغه نمی خواست منصرف شود…………  !

 

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر را انجام داده؟

آن ها ازاو پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن را پیدا کرده؟ و مشخص شد که ...

 

 

برنده ی مسابقه کر بوده !!!

 


نتیجه ی داستان این است که :


هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندهید...

 

زيرا آن ها زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما را از شما می گیرند--چیز هایی که از ته دلتان آرزويش  را دارید !
همیشه به
قدرت کلمات فکر کنید
.
چون هر چیزی که می خوا نید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذارد

 

همیشه ....

مثبت فکر کنید !

و بالاتر از آن هر وقت کسی بخواهد به شما  بگويد که به آرزوهايتا ن نخواهید رسید ! ! کر شويد!!!! .....

 

و همیشه باور داشته باشید :

 

من ،همراه خدای خودم، همه کار می توانم

 

انجام دهم.

 438747ssby05di26.gif         438747ssby05di26.gif              438747ssby05di26.gif               

 

سخنان كوتاه

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

قبل از جواب دادن فکر کن

هیچکس را تمسخر مکن

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

کسی را فریب مده تا دردمندنشوی

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

راستگو باش تا استقامت داشته باشی

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی  

هرگز ترشرو و بدخو مباش

در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

 

محتوای تکمیلی درس بيست ودوم پایه دوم راهنمایی

 

عزيزان من دانش آموزان پايه دوم راهنمايي

اين مطلب براي آشنايي بيشتر شما با توجه به مفاهيم درس بيست ودوم كتاب فارسي مي باشد

اسطرلاب

اسطرلاب وسيله نجومي بسيار قديمي است كه تمام اجرام آسماني چه آنها كه به آساني قابل رويت اند و چه آنها كه تنها با چشم مسلح ديده مي شوند، بر آن ترسيم و علامت گذاري شده اند.
از اين وسيله براي پيدا كردن اوقات روز يا شب و يافتن زمان وقوع پديده هاي آسماني چون طلوع و غروب خورشيد استفاده مي شده است.
اسطرلاب، كلمه اي يوناني به معناي ترازوي آفتاب است كه اختراع آن را به «هيسپارك» منجم بزرگ يونان كه در قرن 2 پيش از ميلاد زندگي كرد نسبت مي دهند. اين وسيله نجومي داراي اجزاي مختلفي است كه اسامي خاص دارند. خواجه نصيرالدين طوسي در كتاب 20 باب اسطرلاب درباره اجزاي اسطرلاب مي آورد: «آن چه در دست گيرند و اسطرلاب را از آن آويزند، آويز يا علاقه گويند و آن چه علاقه در آن است آن را حلقه و آن چه حلقه در وي است عروه خوانند و بلندي كه عروه بر آن ميخ شده آن را كرسي گويند و آن چه كرسي بدو بسته شده صفحه ها و عنكبوت ها در اندرون وي جاي گرفته، آن را حجره يا ام گويند....»
اسطرلاب مسطح برنجي كه با شماره 8458 در موزه ملي ايران نگهداري مي شود. 



هر چند كه منشا اسطرلاب به يونان باستان برمي گردد و هيسپارك ستاره شناس يوناني اولين فردي بود كه روي فرضيه اسطرلاب كار كرد اما هيچ كس نمي داند طرح اسطرلاب چه زماني به ابزار تبديل شد.
اسطرلاب در قرن هاي 8 و 9 م. از طريق ترجمه متون يوناني به دنياي اسلام معرفي شد و سپس مدتي كاملا توسعه يافت. اين وسيله به علت توانايي اش تشخيص طول زمان روز و يافتن ساعات عبادت و يافتن جهت مكه نزد مسلمان ارزش بسياري پيدا كرد.


اين ابزار پس از ظهور اسلام از آسيا به‌ آفريقاي شمالي و پس از آن به اسپانياي اسلامي (اندلس) رفت، آن گاه به اروپا قدم گذاشت. ديرنشينان مسيحي بيش از ديگران به اين وسيله علاقه نشان دادندو از آن براي رفع مسايل مربوط به طالع بيني استفاده كردند.
اسطرلاب تا اواخر قرون وسطي و اوايل رنسانس (قرن 15 و 16 م.) بسيار مورد استفاده قرار مي گرفت. اين وسيله تا قرن 17 م. زماني كه وسايل دقيق تر و تخصصي تري چون تلسكوپ به بازار آمد، مورد توجه منجمان بود اما با حضور وسايل جديد، استفاده از آن كاهش يافت.

 

تاريخ ادبيات براي هرسه پايه راهنمايي

 

 

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

قابل توجه دانش آموزان عزيز،

تاريخ ادبيات براي هرسه پايه راهنمايي

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

شاعر - نویسنده

      قرن  

          آثار 

                   توضیحات     

سعدی

هفتم

گلستان  /  بوستان  /  دیوان اشعار 

گلستان به نثر مسجع است.بوستان به نظم ،در قالب مثنوی ست.

خواجه عبدالله انصاری

پنجم

مناجات نامه

معروف به پیر هرات و از پیشگامان نثر مسجع است.

شمس الدین محمد جوینی

هفتم

 

 

جامی

نهم

بهارستان  /  دیوان اشعار

به نثر مسجع و به تقلید از گلستان سعدی نوشته شد.

محمد بن غزالی

پنجم

کیمیای سعادت

دانشمند و نویسنده

ژول ورن

معاصر

بیست هزار فرسنگ زیر دریا،سفر به مرکز زمین،دور دنیا در هشتاد روز . . .

فرانسوی ،معروفترین نویسنده ی داستان های علمی- تخیلی

حافظ

هشتم

دیوان اشعار(غزلیات،مثنوی ساقی نامه )

بزرگترین غزل سرای ایران

سهراب سپهری

معاصر

هشت کتاب  /  اتاق آبی

از پیشگامان شعر نو،هشت کتاب مجموعه کتاب های شعر اوست.

علی اکبر دهخدا

معاصر

لغت نامه ی دهخدا  /  دیوان اشعار  / امثال و حکم

مولف بزرگترین فرهنگ لغت فارسی /  امثال و حکم فرهنگ ضرب المثل های فارسی ست.

نیما یوشیج

معاصر

دیوان اشعار

پدر شعر نو فارسی

سعید بیابانکی

معاصر

 

شاعر

جلال آل احمد

معاصر

ارزیابی شتابزده / سه تار / مدیر مدرسه . . .

نثر او ساده و روان است.

شیخ بهایی

11-10

نان و حلوا  /  شیر و شکر

دانشمند بنام عصر صفوی،این دو اثر او در قالب مثنوی ست.

عزالدین محمود کاشانی

 

مصباح الهدایه

 

عبید زاکانی

هشتم

رساله ی دلگشا  /  موش و گربه

طنز نویس،اولی به نثر و دومی به نظم است.

پل الوار

معاصر

ای آزادی  /  پایتخت درد

شاعر فرانسوی

مولوی

هفتم

مثنوی معنوی / دیوان شمس

مثنوی در شش دفتر به درخواست حسام الدین چلپی و به زبان تمثیل سروه شد.دیوان شمس مجموعه ی غزلیات اوست.

 

خواجه نصیرالدین توسی

هفتم

اخلاق ناصری  /  اساس الاقتباس

ریاضی دان،منجم ، فیلسوف، نویسنده

محمد حسین هیکل

معاصر

زندگانی محمد

اهل مصر

ابوالفضل رشیدالدین میبدی

ششم

کشف الاسرار

از مهمترین تفسیرهای فارسی قران که شرحی ست بر تفسیر قران خواجه عبدالله انصاری با نثری زیبا و شیرین

 

محتواي تكميلي درس سيزدهم (ضرب المثل)

 



 

دانش آموزان عزيز پايه دوم راهنمايي

گاهي يك ضرب المثل شهرت عام يافته

 وبر سر زبان ها مي افتد مانند:

 

از این ستون تا آن ستون فرجه

 

اگر كسی برایش یك ناراحتی پیش بیاید و زیاد به فكر باشد،دیگران برای امیدواری او می گویند:« ای مرد! خدا را چه دیدی  از این ستون به آن ستون فرج است.» و با این جمله شخص گرفتار را تا حدودی امیدوار می كنند.

حاكمی دستور داد محكومی را به ستون ببندند و تیر بارانش كنند. مرد محكوم عرض كرد: «‌در مذهب ما مهلت جایز است. چهل و هشت ساعت به من مهلت بدهید تا بروم، مادرم را وداع كنم و برگردم.» حاكم گفت: « ضامن بده. »‌ محكوم رو كرد به جمعیت و گفت:

«‌ ای مردم شما می دانید كه من در این شهر غریبم و آشنایی ندارم. یك نفر برای رضای خدا ضامن باشد تا من بروم با مادرم وداع كنم  بیایم.» در بین جمعیت چند دقیقه سكوت برقرار شد. بعد، یك نفر سكوت را شكست و به حاكم گفت:«‌ من ضامن می شوم. اگر نیامد به جای او مرا بكشید.»

حاكم قبول كرد. ضامن را زندانی كردند و مرد محكوم از مهلكه در رفت. روز موعود رسید و محكوم نیامد. ضامن را به ستون بستند تا دارش بزنند، مرد ضامن خواهش كرد: «‌ مرا از این ستون ببرید و به آن ستون ببندید.» گفتند: « چرا؟»‌ گفت: « این ستون تا آن ستون یك فرجه.»
‌قبول كردند و او را بردند به ستون دیگر بستند در این لحظه یك نفر از دور پیدا شد و فریاد
می كرد: « آی مردم، دست نگه دارید آمدم، آمدم. »‌ محكوم از راه رسید ضامن را خلاص كرد و طناب را به گردن خود انداخت. حاكم از مشاهد این وفای به عهد، محكوم را بخشید و ضامن هم از این ستون تا آن ستون فرج یافت.

فهرست کتاب های پیشنهادی درس انشا

 

فهرست کتاب های پیشنهادی درس انشا 

برای دانش آموزان اول و دوم وسوم راهنمايي

 

تازه‌هایی از ادبیات زيباي کهن برای نوجوانان/ قصه‌های شیرین:

بوستان

 گلستان

شاهنامه

 مثنوی   

کلیله ودمنه

 موش و گربه

 

  • آثار زيباي هوشنگ مرادی کرمانی:

     قصه‌های مجید

     مربای شیرین

     داستان آن خمره

     بچه‌های قالیباف‌خانه

     لبخند انار (مجموعه داستان)

     شما که غریبه نیستید

     ماه شب چهارده

     

    آثار منتخب جوایز جهانی /آثار هانس کریستین اندرسن:

    پری دریایی کوچک و چند قصه‌ی دیگر

     افسانه‌های دلپذیر

     قصه هاي هانس‌کریستین‌اندرسن

     

    شعر

    1. با اجازه بهار: آتوسا صالحی

     

    2. در پیاده رو: ناصر کشاورز

     

    3. تنفس صبح: قیصر امین‌پور

     

    4. پرنده در قفس: قیصر امین‌پور

     

    5. بارانی باید: برگزیده‌ی آثار شاعران معاصر جهان

     

    6. چاي با طعم خدا

     

    فرهنگ عاميانه

    قصه هاي مردم (سيد احمد وكيليان)

     

    فهرست کتاب های زيباي خارجي

     خواهران غریب

     بی‌خانمان

     بابا لنگ دراز

     دشمن عزیز

     شاهزاده شیر و راز گل سرخ

     داستان‌های ملل مشرق زمین

     چارلی و خانواده‌ی شکلات سازی

     زنان کوچک

     مردان کوچ

     قطار آبي

    دوازده ماه    

     کلاس پرنده

    خورشید را بیدار کنیم

     شازده کوچولو  

     

     

    علمي

    مجموعه نه جلدي شيرين تر از علم(سفر با ماشين زمان، دنياي اينتر نت ،مي خواهم نابغه شوم ،زمين را دوست بداريم، بيا اتم را بشكافيم.......)

    اجتماعي - تاريخي

    ۱. رنسانس(جيمز كاريك)

    ۲. فراز و فرود (محمد هادي محمدي)


     

                   

     

  • محتوای تکمیلی بقعه ی دانیال نبی پایه دوم راهنمایی

     

     

    محتوای تکمیلی درس هفتم  پایه اول راهنمایی وچند داستان

     
     
     

    شعری از قیصر امین پور

    خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
    شوق پرواز مجازی، بال های استعاری 

    لحظه های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
    خاطرات بایگانی، زندگی های اداری 

    آفتاب زرد وغمگین، پله های رو به پایین
    سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری

    عصر جدول های خالی، پارك های این حوالی
    پرسه های بی خیالی، نیمكت های خماری

    رونوشت روزها را روی هم سنجاق كردم:
    شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

    عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
    خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

    روی میز خالی من، صفحه باز حوادث
    درستون تسلیت ها، نامی از مایادگاری


    دستور زبان ونكته ها :

        انسان همیشه مقصودخود را به صورت جمله بیان می كند.

    جمله ،یك یا مجموع چند كلمه است كه بر روی هم پیام كاملی را از گوینده به شنونده برساند.هرجا كه جمله تمام شود،نقطه ای می گذاریم.

    مثال 1: ابوعلی سینا از بزرگترین دانشمندان ایران است.

    مثال 2 : هیچكس به دلیل رنگ و نژاد بر دیگری برتری ندارد.

    انواع جمله:

    جمله ای كه خبری را بیان میكند جمله خبری نامیده میشود.

    مثال:فردا سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران است .  

    جمله ای كه درآن پرسشی باشد جمله پرسشی نامیده میشود. 

    مثال:فردا چه روزی است؟

    جمله ای كه درآن فرمانی داده شده است جمله امری خوانده میشود. 

    مثال:همه در جای خود بایستند.

    جمله ای كه عاطفه ای را بهمراه داشته باشد جمله عاطفی یا تعجبی نامیده می شود. 

    مثال:چه باغ باصفایی!

     
     
    جعبه های سیاه و طلایی



    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.

    از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

    پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟او گفت:جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی
     
     

                          اشتباه فرشتگان

     درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .
     پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و

     مي گويد :  جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟
     

    از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
     حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي  زندگي   كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به  بهشت باز گرداند

     

                           مرد کور
     
    روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چيز خاص و مهمي نبود،من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد:
     امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم  !!!!!
         وقتي کارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد خواهيد ديد بهترينها ممکن خواهد شد باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است.
    حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است .... لبخند بزنيد

     


                      يکي از بستگان خدا
     
     
    شب کريسمس بود و هوا، سرد و برفي.
    پسرک، در حالي‌که پاهاي برهنه‌اش را روي برف جابه‌جا مي‌کرد تا شايد سرماي برف‌هاي کف پياده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شيشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه مي‌کرد.
    در نگاهش چيزي موج مي‌زد، انگاري که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب مي‌کرد، انگاري با چشم‌هاش آرزو مي‌کرد.
    خانمي که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمي مکث کرد و نگاهي به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقيقه بعد، در حالي‌که يک جفت کفش در دستانش بود بيرون آمد.
    - آهاي، آقا پسر!
    پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق مي‌زد وقتي آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک  با چشم‌هاي خوشحالش و با صداي لرزان پرسيد:
    - شما خدا هستيد؟
    - نه پسرم، من تنها يکي از بندگان خدا هستم!
    - آها، مي‌دانستم که با خدا نسبتي داريد!
     

      


    آب بافواره آسمان را نشان ماهیها می‌دهد.

    - آب به خاطر شیری كه چكه می‌كند، اشك می‌ریزد.

    - آبتنی ماهی، یك عمر طول می‌كشد.

    - آخرین برف، كفن زمستان است.

    - آدم پر توقع انتظار دارد پرنده محبوس برایش آواز آسمانی بخواند.

    - آدم ساده ‌لوح روی برف دنبال ردپای زمستان می‌گردد.

    - آدم سحرخیز از دیدن طلوع خورشید بیشتر از خواب شیرین صبحگاهی لذت می‌برد.

    - آدم صرفه‌جو هنگام تنگدستی از خودش وام می‌گیرد.

    - آدم منزوی سلام را خداحافظی می‌شنود.

    - آرزوی نداشته، بر باد نمی‌رود.

    - آیینه یك تنه در مقابل همه ایستادگی می‌كند.

    - آرزوهای پائیز به زیبایی شكوفه‌های بهاری بر باد می‌روند.

    - اگر مرگ نباشد، تعداد خودكشی‌ها سر به فلك می‌زند.

    - امواج خشمگین، دریا را شخم می‌زنند.

    - انگشت شهاب، ستاره فراری را نشان می‌دهد.

     
     

    محتوای تکمیلی درس دوازدهم پایه اول راهنمایی

     

     عزیزان من ،
     دانش آموزان پايه اول  ،
     
    اين مطلب درادامه درس "علم زندگاني" ونمايشنامه اي است كه شما در كلاس براي آ ن اجرا نمود ه ايد .
    پروین اعتصامی
     

    http://parvin-etesami.info/img/3.jpg

    شعری دیگر از این شاعر:

     جان و تن

    کودکی در بر قبائی سرخ داشت     روزگاری زان خوشی خوش می گذاشت

    همچو جان نیکو نگه می داشتش      بهتر از نورینه می پنداشتش        

    هم ضیاع و هم عقارش می شمرد  هر زمان گرد و غبارش می سترد

    از نظر باز حسودش می نهفت  سرخیش می دید و چون گل می شکفت

    گر بدامانش سرشکی می چکید       طفل خُرد آن اشک رویش می مکید

    گر نخی از آستینش می شکافت      بهر چاره سوی مادر می شتافت

    نوبت بازی به صحرا و به دشت       سر گران از پیش طفلان می گذشت

    فتنه افکند آن قبا اندر میان        عاریت می خواستندش کودکان

    جمله دلها ماند پیش او گرو٬         دوست می دارند طفلان رخت نو

    وقت رفتن پیشوای راه بود          روز مهمانی و بازی شاه بود

    دیگری آهسته نزدش می نشست          تا زند بر آن قبای سرخ دست

    روزی آن رهپوی صافی اندرون          وقت بازی شد ز تلّی واژگون

    طفل مسکین بی خبر از سَر که چیست    پارگی های قبا دید و گریست

    از سرش گر چه بسی خوناب ریخت     او برای جامه از چشم آب ریخت

    جامه رنگین ما آز و هویٰ است        هر چه بر ما می رسد از آز ماست

    در هوس افزون و در عقل اندکیم       سال ها داریم امّا کود کیم

    جان رها کردیم و در فکر تنیم،        تن بمُرد و در غم پیراهنیم